ثبت نام
حساب کاربری
انتخاب زبان : English
امروز : 1398/04/29

داور بخش ملی جشنواره قصه‌گویی در گفت‌وگو با فارس

هنوز در تقویم ملی روزی به نام «قصه‌گویی» نداریم!

داور بخش ملی جشنواره قصه‌گویی گفت: هنوز نتوانسته‌ایم شورای فرهنگ عمومی را مجاب کنیم تا روزی را در تقویم ملی به نام قصه‌گویی داشته باشیم!

علی خانجانی، داور بخش ملی جشنواره قصه‌گویی در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، درباره اینکه برگزاری جشنواره قصه‌گویی تا چه حد بر رونق قصه‌گویی تاثیرگذار خواهد بود، بیان کرد: در هر جشنواره با توجه به پیش‌نیازها و مراحلی که دارد، حرکت‌های استانی و منطقه‌ای و سراسری که همگی در راستای هنر قصه‌گویی انجام می‌شوند، رونق‌بخش هستند و توجه جامعه را متوجه اساس و محور فعالیت‌ها می‌کنند. گذشته از این، در هر جشنواره گاه اتفاقاتی رخ می‌دهد که می‌تواند در توسعه و تعمیق فعالیت قصه‌گویی تأثیری فراتر از حد تصور داشته باشد.

خانجانی در ادامه افزود: در همین جشنوارۀ بیست و یکم بخش جدیدی که تحت عنوان قصه‌گویی ۹۰ثانیه‌ای به جشنواره اضافه شد از یک طرف و انتخاب هنرمندی مردمی و دوست‌داشتنی به عنوان دبیر جشنواره، آن چنان برد تبلیغی وسیعی برای جشنواره ایجاد کرد که کمتر کسی می‌توانست این میزان از موفقیت را حدس بزند. به عنوان کسی که از اولین جشنواره تاکنون فعالیت‌های برنامه‌ریزان را در عرصه‌های مختلف شاهد بوده و خود یکی از افراد مؤثر در برپایی بسیاری از این جشنواره‌ها بوده‌ام شهادت می‌دهم که این جشنواره به لحاظ برد وسیع و همه جانبۀ تبلیغی و پوشش خبری و هنری، بدون شک بهترین بوده و نظیر آن را در سال‌های گذشته نداشته‌ایم.

این نویسنده اظهار کرد: استفاده از چهره‌های هنری معروف، مردمی و دوست‌داشتنی در بخش‌های داوری، جذابیت جشنواره را دوچندان کرده و چندین ماه است که در تمامی محافل فرهنگی هنری سخن از این جشنواره و به دنبال آن از قصه و قصه‌گویی می‌رود. نباید فراموش کنیم که اصلی‌ترین هدف از برپایی جشنواره‌های قصه‌گویی ترویج فرهنگ قصه‌گویی است و یکی از نشانه‌های ترویج سخن گفتن از قصه و قصه‌گویی در محافل دور و نزدیک است. بی هیچ شک و تردیدی جشنوارۀ بیست و یکم از این حیث موفق‌ترین بوده است.

خانجانی درباره اینکه به چه دلیل قصه‌گویی رونق کمتری نسبت به گذشته دارد، گفت: نمی‌دانم در این مقایسه چه زمان‌هایی را در نظر دارید. اگر منظورتان مقایسه دهه‌های اخیر با دوران زندگی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایمان است که باید بگویم علت آن تفاوت کارکرد و انتظاراتی است که از قصه‌گویی داشته‌ایم. در دوران بزرگترهای ما قصه‌گویی ایفاگر نقش‌های متعددی بود که در جامعۀ آن روز برایش تعریف شده بود. از یک طرف هم یک کلاس زبان‌آموزی بود که مدرس آن یکی از افراد باسواد فامیل بود و هر شب به بهانه‌ای در خانه یکی از افراد فامیل برپا می‌شد. اعضای فامیل دور هم جمع می‌شدند تا به بهانۀ شنیدن قصه، پای نقل یکی از ریش سفیدها یا گیس سفیدها بنشینند و ضمن شنیدن نقل و لذت بردن از آن، به قول امروزی‌ها دایرۀ واژگان خود را وسعت ببخشند و خود را برای مکالمات روزمره به کلمات تازه مجهز کنند.

او افزود: یکی دیگر از دلایل این رونق، ارتباط خونی خانوادگی و حرمتی بود که مردم برای صلۀ رحم قائل بودند و اینجا نیز این قصه‌گویی بود که محور و بهانه قرار می‌گرفت و وابستگان فامیل را دور هم جمع می‌کرد. نوع مشغله‌های والدین نیز عامل دیگری بود که در قیاس با اکنون به سهولت و سرعت شکل‌گیری محافل قصه‌گویی در گذشته کمک می‌کرد و مهم‌تر از همۀ این‌ها نبود رسانه‌های رنگارنگ دیداری و شنیداری در گذشته و ظهور و بروز آن‌ها در امروز است.

این نویسنده اظهار کرد: رادیو و تلویزیون در روزگار ما با خوراک های جذاب و سرگرم کنندۀ شبانه‌روزی وقت و فرصتی برای افراد و گفتن و شنیدن قصه باقی نمی‌گذارد. کسانی که رسالت قصه‌گویی را  فقط در پرکردن اوقات فراغت و جنبۀ سرگرم‌کنندگی آن می‌دانند با آمدن رادیو  و تلویزیون و دیگر رسانه‌های مجازی میدان را خالی کرده و خود را تسلیم این پدیده‌های نوظهور می‌کنند و این وادادگی و عقب‌نشینی به نوع نگاه آن‌ها برمی‌گردد، اما اگر در این مقایسه، ده پانزده سال گذشته را  بخواهیم با پنج شش دهۀ اخیر مقایسه کنیم باید گفت که خوشبختانه نقش و تأثیر قصه‌گویی در انتقال مفاهیم تربیتی و همچنین مهارت‌های زندگی به خوبی  مورد توجه اولیای تربیتی قرار گرفته و جدیت و اهمیتی که در برپایی جشنواره‌های قصه‌گویی از طرف سازمان‌ها و مؤسسات آموزشی فرهنگی دیده می‌شود، بیانگر بازشناسی و رونق هنر قصه‌گویی شده و خوشبختانه این بار، با نگاهی عالمانه مورد توجه قرار گرفته است.

او در ادامه درباره میزان اهمیت قصه‌گویی برای بچه‌ها و بزرگسالان گفت: اولین کارکرد قصه‌گویی عبرت‌آموزی است و هر انسان زنده‌ای برای زندگی خوب و شایسته نیازمند آن است که از تجربه‌های دیگران بیاموزد و راه خطا را بازپیمایی نکند. به همین دلیل باید گفت که مخاطبان قصه‌گویی همگان هستند، اما در رویکردی دیگر، قصه‌ها به خاطر لذت‌بخشی‌های ذاتی و نقشی که در وسعت بخشیدن به اندیشه و خیال بچه‌ها دارند، برای این گروه سنی دارای اثربخشی افزونتری هستند و بچه‌ها با شرکت در محافل قصه‌گویی و همذات‌پنداری با قهرمان‌های قصه‌ها می‌توانند در موفقیت‌ها و کامروایی‌های قهرمانان احساس شادمانی کنند و در رویارویی آن‌ها با مشکلات و نابسامانی‌ها، شیوۀ مقاومت و روش مبارزه را بیاموزند؛ همچنین با ارزش‌های فرهنگی دینی و میهنی در قالبی جذاب آشنا شوند و از این حیث بیشتر از بزرگسالان مورد توجه قصه‌گویان هستند.

داور بخش ملی جشنواره قصه‌گویی در بررسی اینکه چه کارهایی باید صورت پذیرد تا قصه‌گویی همچون گذشته طرفدار داشته باشد، گفت: به اعتقاد بنده نوع طرفداران قصه‌گویی فرق کرده و اگر اولیای تربیتی اعم از والدین، مربیان، معلمان و مسؤولان فرهنگی کشور با نگاهی درست و در خور شأن این سنت الهی با آن برخورد کنند، بدون شک قصه‌گویی جایگاه شایسته و بایستۀ خود را باز خواهد یافت.

خانجانی با بیان اینکه حرمت این امامزاده مرهون متولیان آن است، گفت: مسؤلان ارشد فرهنگی نظام عنایت داشته باشند که قصه‌گویی امری است الهی و خداوند سبحان در قرآن کریم خود را به دفعات قصه‌گو معرفی کرده و بیش از نیمی از این کتاب بزرگ را به آوردن قطعات داستانی اختصاص داده است. چه دلیلی بزرگ‌تر و مهم‌تر از این برای توجه دادن مدیران به قصه‌گویی می‌توان ارائه کرد؟! سیاستگذاران حیطۀ علوم دانشگاهی متوجه باشند که قصه‌گویی از مهم‌ترین رشته‌های دانشگاهی بسیاری از کشورهای پیشرفتۀ صنعتی است و این در حالی است که ما توانسته‌ایم در سال‌های اخیر قصه‌گویی را تنها به عنوان یک درس در برخی از رشته‌های علوم تربیتی به کار بگیریم!

این پژوهشگر تاکید کرد: نهادهای آموزشی و پژوهشی خوب است بدانند که تحقیق و پژوهش بر روی قصه‌ها و طبقه‌بندی آن‌ها بیش از صد سال است که در غرب و از جمله فنلاند و آمریکا شروع شده و توانسته‌اند به مدد کدگذاری قصه‌هایشان، توجه مردم‌شناسان و قصه‌پژوهان جهانی را به فرهنگ جوان خود(در قیاس با فرهنگ خودمان) جلب کنند. البته این مهم در میهن عزیز ما و به همت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چند سالی است که شروع شده و امیدواریم که هر چه سریع‌تر زمینۀ حضور قصه‌های کدگذاری شدۀ ما نیز در مؤسسات بین‌المللی فراهم آید.

او ادامه داد: متولیان و تصمیم‌گیران فرهنگی ما خوب است بدانند که سوئدی‌ها توانسته‌اند روز جهانی قصه‌گویی را در سازمان یونسکو به ثبت برسانند و ما هنوز نتوانسته‌ایم شورای فرهنگ عمومی میهن قصه‌خیزمان ایران را مجاب کنیم تا روزی را در تقویم ملی خود به نام قصه‌گویی داشته باشیم!!! رسانه‌های پرطرفداری چون صدا و سیما و اصحاب خبر همه و همه در حرمت بخشیدن به این روش نیکو و اثر بخش می‌توانند ایفای نقش کنند و با درج اخبار و اطلاعات روز، حول محور این هنر و کارکردهای آن همچون قصه درمانی، ارتباط کلامی، مردم‌شناسی و... توجه مردم را به این مهم جلب کنند و مفید باشند.

خانجانی اظهار کرد: حرمت بخشیدن به قصه‌گویی در گرو اقداماتی است که به چند مورد آن اشاره شد. در کنار آن‌ها وقت‌گذاری والدین عزیز برای قصه گفتن به فرزندان و عنایت مربیان و معلمان به مباحث نظری و مهارت‌های آموختنی این هنر می‌تواند باعث شود تا قصه‌گویی از طرفداران خوبی برخوردار باشد. 

او در پاسخ به این پرسش که چه کارهایی باید انجام شود تا قصه‌های متنوع‌تری برای بچه‌ها تعریف کنیم، گفت: در کنار دوره‌های آموزشی قصه‌شناسی و قصه‌پردازی که می‌تواند راهگشای خوبی برای دستیابی علاقه‌مندان به قصه‌های خوب و مناسب نقل باشد، جا دارد که به ثروت ملی و سرمایۀ هنگفتی که در بخش ادبیات داستانی کشورمان داریم اشاره کنم. وجود ادبیات غنی و ارزشمند فارسی بویژه در بخش ادبیات داستانی دربردارندۀ حکایات بسیار زیادی است که هر کدام می‌توانند دست‌مایۀ خوب و تازه‌ای برای قصه‌های متنوع باشند.

این پژوهشگر افزود: تنها در بیست کتابی که برای مجموعۀ «از قصه تا قصه‌گویی» شناسایی کرده‌ام، نزدیک به پنج هزار حکایت شناسایی کرده‌ام که این تعداد حکایت، رقم کمی نیست. تنها کاری که باید انجام شود این است که  علاقه‌مندان در کارگاه‌های بازنویسی و بازآفرینی شرکت کنند تا بتوانند به وسعت بیکران حکایات موجود در ادبیات داستانی دست پیدا کنند و قصه‌های متنوع‌تری برای شنوندگان خود داشته باشند. قصه‌های متنوع با دسترسی به حکایات جدید حاصل می‌شود و قصه‌گویی‌های متنوع به خلاقیت‌ها و توانمندی‌های قصه‌گویان.

داور بخش ملی جشنواره قصه‌گویی درباره پیشنهاد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در رابطه با ثبت شب یلدا به عنوان شب قصه‌گویی گفت: از آرزوهای چند سالۀ من است که در تقویم ملی، روز یا شبی را برای این مهم داشته باشیم. خوشبختانه نگاه دقیق و درستی در این زمینه در معاونت فرهنگی و کانون ایجاد شده و با شناختی که از عزم و همت عزیزان سراغ دارم خیلی امیدوار هستم که بتوانند در این زمینه به مقصود برسند و فرصتی ملی برای تکریم و نکوداشت و بیان اثربخشی‌ها و سودمندی‌های قصه و قصه‌گویی داشته باشیم. خود را در این خصوص خدمتگزار متولیان امر می‌دانم و از انجام هر کوششی برای تحقق این مهم دریغ نخواهم کرد. در همین ارتباط یادداشت‌هایی را خدمت معاونت فرهیخته و دلسوز جناب آقای زمرّدیان داده‌ام که در صورت نیاز مورد استفاده قرار دهند.

او در ادامه درباره خاطرات قصه‌گویی در شب یلدا گفت: خاطرات شب‌های یلدا چه در جمع فامیل و چه در جشنواره‌های کانون همیشه با قصه‌گویی همراه بوده و گفتن قصه که یکی از شاکله‌های اصلی این شب است همیشه با خاطره همراه بوده است. یکی از این خاطرات به جشنوارۀ یازدهم در شیراز برمی‌گردد که به لطف یکی از مدیران کانونی که آن زمان مسؤولیت فرهنگی در آستان مبارک احمدابن موسی(شاهچراغ) داشت، توانستیم تمامی شرکت‌کنندگان اعم از داخلی و خارجی را در شبستانی از حرم جمع کنیم و قصۀ معروف شاهچراغ را از زبان یکی از قصه‌گویان بومی بشنویم.

خانجانی در ارزیابی قصه‌هایی که در جشنواره روایت شده و کیفیت آثار بیان کرد: در جشنوارۀ بیست و یکم من در هر پنج منطقه حضور داشتم و جمعاً صد و پنجاه و پنج اجرا را در مناطق دیدم. علاوه بر آن، هفتاد و یک اجرا را در بخش پدربزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها و هشتاد و هشت اجرا را در بخش نوجوانان شاهد بوده‌ام. بنده که از روزهای آغازین این حرکت کم و بیش در خدمت مجموعه بوده و رشد این نهال مقدس را از نزدیک شاهد بوده‌ام، کیفیت آثار یا همان قصه‌گویی‌ها را، خیلی خوب دیدم و این روزها حس باغبانی را دارم که شاهد باروری درخت تنومندی است که روزی نهالی ترد و کوچک بوده است.

او ادامه داد: این حرف به معنای این نیست که در همۀ زمینه‌ها به حد کمال رسیده باشیم؛ قطعاً در زمینه‌هایی چون شناخت قصه‌های مناسب نقل، مالکیت و مدیریت قصه و پردازش و آماده سازی آن برای اجرا، کمبودهایی داریم و باید برای دست‌یابی به آن‌ها تلاش کنیم ولی در همین وضعیت هم به جرآت می‌توانم بگویم که قصه‌گویان راه‌یافته به جشنواره‌های منطقه‌ای هر کدام می‌توانند در حد و اندازۀ یک مدرس عمل کنند. این عزیزان که به لطف خدا و تلاش و پشتکار خود و برپاکنندگان جشنواره‌ها به این جایگاه رسیده‌اند، جا دارد که به شکرانۀ این موفقیت، خود نیز در آموزش این هنر شریف به دیگران، همت کنند و با بهره‌گیری از امکانات مراکز فرهنگی هنری کانون، والدین بویژه مادران ساکن در محدودۀ مراکز را ترغیب به قصه‌گویی کنند و آن‌ها را در دستیابی به قصه‌ها و گویش مؤثر آموزش دهند.

این نویسنده درباره نقش کانون در رونق قصه گویی گفت: کانون بنا به اعتراف تمامی علاقه‌مندان به قصه‌گویی اصلی‌ترین متولی و پرچم‌دار جدی این حرکت شایسته در کشور است و خوشبختانه بیش از نیم قرن است که قصه‌گویی در بدنه و جان آن ریشه‌ دوانده است. قصه‌گویی به عنوان یکی از فعالیت‌های رایج در مراکز فرهنگی هنری یا همان کتابخانه‌ها به شکلی جدی جریان داشته و در دو دهۀ اخیر و اختصاص جشنواره‌ای با محوریت آن، بیشتر و بهتر از پیش جریان خود را ادامه می‌دهد. گفتنی است که تلاش کانون علاوه بر ایران، در جهان نیز شناخته شده، معتبر و مورد توجه است و بسیاری از قصه‌گویان جهانی از قاره‌های مختلف مشتاق حضور در این جشنواره هستند.